العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
166
شرح كشف المراد ( فارسى )
زيرنشين علمت كائنات * ما به تو قائم چو تو قائم به ذات و باز بقول شبسترى : سيهروئى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه اعلم و امّا براهين مطلب : جناب علامه در كشف المراد براى اثبات اين مدّعا سه برهان اقامه نموده . برهان اوّل : پس از اينكه در برهان امكان و وجوب به اثبات رسيد كه خداوند واجب الوجود لذاته است مىگوئيم : واجب الوجود يعنى حقيقتى كه مستجمع جميع صفات كماليه بوده و فاقد هرگونه نقص و كمبودى است و چنين موجودى معقول نيست كه محتاج باشد پس تصور واجب الوجود مستلزم تصديق به غنى بودن او است . برهان دوّم : كليه ممكنات بدون استثناء محتاج به ذات حق هستند چون ممكن الوجود بوده و اصل هستى و نيز كمالات هستى ذاتى آنها نبوده بلكه بالعرض است يعنى خداوند به آنها داده حال اگر بنا باشد از اين طرف هم ذات حقتعالى حاجتمند به ممكنات باشد در اصل ذات و يا در كمالات ذات مستلزم دور خواهد بود يعنى لازم مىآيد كه ممكنات محتاج به خدا و خدا محتاج به ممكنات باشد و دور باطل است چون مستلزم تناقض است به بيانى كه سابقا عنوان شده است . اشكال : مقدمه : هر دورى كه باطل نيست بلكه دور بر دو نوع است : 1 - دو شيء بر يكديگر متوقف باشند آن هم از يك جهت معين فى المثل زيد در اصل وجود وابسته به خالد باشد و خالد هم وابسته زيد در همان اصل